پارسها نمی دونستن کوتوله بودن و در واقع جغله بودن حس و تجربه غریبی است که نمی شود ازش گذشت با ممول بودن می توانستی دنیای غول ها را تجربه کنی ولی ممولها ما ئیوس از اینکه چرا ممول هستند ممول بودن لمس لذت های دیگر کوتوله بودن مثلا خوابیدن در اتاق 2 متری خانه ای به شکل 8 آب خوردن و غذا خوردن در ان خانه یا لیس زدن یک تکه استخوان و ...
بعدشم خودت رو نباید بیش از اینها ناراحت بکنی چون ممول بودن اینقدرها هم که تو فکرشو میکنی سخت نیست چون غولها هم به نوعی ممول حساب می شند ولی تو که ای کی یو نداری که این چیزا رو بدونی چون تنها چیزی که برای ممول دشوار است همین عقل ممولیشان است و نمی دونن که ای کی یو هیچ ربطی به آی کی یو ندارد .
نتیجه گیری کلی هم این شد که پس غول بودن با ممول بودن خیلی فرق می کنه و اون هم از نظر آی کی یو و از نظر تکنولوزاسیون و این که همیشه ممول بودن دغدغه ممولها بده .
پارس کن ها به مرور ابتکاراتی توی ضد قومیت هایشان زدند که حالا به مشخصه های ثابت وبلاگ نویس های پارس کن تبدیل شده
"دروغ های گنده سایز بشکه ای "تابلو ترین آنهاست که به خاطر عقده ابدی و ازلی پارسهای پارس کن وارد وبلاگشون شده دروغ های وبلاگهای پارس حتی از دروغ های هنر پیشه های هندی هم بزرگتر است دروغ های چوپان دروغ گو هم به این گندگی نبود بقیه مشخصه ها یک جورهای به سیستم تراکتوریسم و تولید انبوه پارس کن ربط دارد پارس کنها حساب کردند اگر بخواهند مثل آذربایجانی ها مته به وبلاگ بگزارند و وبلاگ بسازند باید برای هر وبلاگ 2500سال وقت بگزارند برای همین کلی توی سر و کله هم زدند و چند تا راه اساسی برای دو دره کردن و مثل تراکتور کار کردن پیدا کردند .
اول اینکه تا توانستند از سر وته نوشته های امین خود که برای ساختن یک وبلاگ امین استفاده می شد زدند
مثلا سیر عقده ای از عهداسلام به عهد رضا خان واز عهد شاه منفور به عهد هخا منشی صغیربدون اینکه پارسها بفهمند چی به چی شد ولی در وبلاگ های آذربایجانی چنین بی هوییتی وجود ندارد کار بعدی که در راستای دو دره زاسیون انجام دادند این بود که توی نوشته هاشون فقط آن قسمت که به نفع بود را می نوشتند
"سر سره بازی نظر ها "اختراع بعدی پارس کن ها بود حتما می پرسید یعنی چه ؟ بگذارید یک مثال بزنم فرض کنید که در صندوق نظر ها 80 تا نظر هست که بیشترشون شبیه هم وفقط اسمشون فرق می کنه وشاید هم خودشون این نظر ها را می نویسند ما که بر گفته خود امین هستیم حالا انتخاتب با شماست .
ما كلی در باره كورش واق واقی مطالعه كردیم و به یك تحلیل خیلی درخشان در مورد او رسیدیم كه فكر می كنم برای تمام ملت ایران راه گشاست ما گمان مكنیم این كه كورش چرا تو مخ مردم نمی ره واین طور به فلاكت افتاده متواند سه عامل داشته باشد 1:كورش بدشانس است 2:كسانی كه برای كورش كار می كنند از خود كورش هم پدر سگ ترند 3:تئوریهایی كه باستان گرایان می خواهند پیاده كنند خربزهای است 4:تئوریها خوبند ولی اقا كورش (مشهور به كورش سگه چند وقتیه كه لقبش زیاد مشهود نیست )جنبه این تئوریها را ندارد .
اما با وجود این تحلیل ها ما معتقدیم كورش یك ایراد دیگر هم دارد یعنی خیلی ایرادها داشته یا میشه گفت حسن ها داشته مثلا یكی از آنها اینه كه كورش اولین معلم ادبیات سگی هم بوده یعنی اینهایی كه دارید می بینید هاق واق می كنند بنیان گذارش كورش سگی بوده البته بعدا به كسای دیگری هم نسبت داده شد ولی ما از یك منبع وابسته به همین ارازل آگاه شدیم این منبع برای اینكه از بنیانگذار این واقعه به نیكی یاد بكنه كورش را به كورش واق واقی یادكرده و افزوده بالاخره صاحب شدن این لقب جنم می خواهد (اولش سه علت بود وسطش دیدیم یك علت دیگر هم می تواند داشته باشد ).